رویکرد دبستان  

"به نام خدا"

 

 

کتاب های درسی، در دبستان موعود از اهمیت ویژه‌ای برخوردار هستند. اعتقاد داریم موضوعات یادگیری که در کتاب ها آمده اند، باید به بهترین شکل ممکن با توجه به یافته های نوین علم "تعلیم_تربیت" تدریس شوند. در این زمینه چند نکته مهم وجود دارد:

1- برای عموم کودکان بهترین شکل یادگیری زمانی اتفاق می افتد که موضوع یادگیری را  1- لمس کنند 2- از آن تصویر بسازند 3- درباره اش بنویسند و 4- سعی کنند آن را به دیگران یاد بدهند.


 شیوه های دیگر تدریس همانطور که از نامشان پیداست در اصل "شیوه های تدریس" هستند، نه شیوه های یادگیری. یعنی شاید در آن شیوه ها، تدریس به خوبی اتفاق بیفتد، اما به سختی می توان انتظار داشت به یادگیری خوبی منجر شوند. شیوه‌هایی مثل سخنرانی، آموزش با فیلم و عکس و ...، همچنین تکرار و تمرین.
یادگیریِ یک مفهوم، با کسب مهارت ارائه آن مفهوم متفاوت است. کسب مهارت مستلزم تکرار و تمرین است و تکرار و تمرین خوشایندِ و ذائقه یادگیری کودکان نیست و چون اینگونه است، منجر به یادگیری اصیل* نمی‌شود. ما نباید به خاطر "ایجاد مهارت ارائه" ، ضرورت بسیار مهم یادگیری اصیل را فراموش کنیم.

2- یادگیری به شکلی که در نکته (۱) توضیح داده شد، نیاز به اختصاص زمان کافی، ابزار مناسب، برنامه ریزی آگاهانه و تخصصی، فضا سازی و ... برای فرآیند یاددهی _ یادگیری دارد. این نوع فرایند یاددهی _ یادگیری، از طرفی لذّت بخش، عملی، عمیق و ارزشمند است و از طرفی باعث می شود شیوه یادگیری دانش آموز، در طولِ عمر، مشتاقانه و حداکثری باشد.

3- زمان محدود است و باید برای اختصاص دادن آن، اولویت ها را در نظر گرفت. بنابراین با تکرار و تمرین و صرف زمان برای آن به ویژه در سال‌های ابتدایی دبستان مخالفیم. ما با توجه به قواعد آموزش و پرورش و الزامات دوره متوسطه، متعهد به تامین میزانی از مهارت ارائه در دانش‌آموزان هستیم و به این جهت پس از گذر از سال های ابتدایی دبستان، از نیمه دوم سال چهارم یا از ابتدای سال پنجم، برنامه تکرار و تمرین به شکلی که به اصالت فرآیند یاددهی یادگیری لطمه ای وارد نکند، به تدریج وارد برنامه های آموزشی خواهد شد.

* به زعم دانشمندان، یادگیری اصیل، یادگیری است که همراه با "لذتِ حاصل از یادگیری" باشد.

 

ما موقعیت های رشد دانش آموزان را در دو حوزه تعریف و دسته بندی کردیم.

حوزه1: موقعیت هایی از رشد هستند که درباره همه تقریبا هم شکل اند. تلاش، تمرین و رشد در زمینه این موقعیت ها را می توان از همه انتظار داشت. به عنوان مثال می توان و باید گفت: کودکان هفت ساله باید به میزان معینی توان حرکتی خاصی را داشته باشند. کودکان 10 ساله باید به میزان معینی از سلامت جسمانی در زمینه ای مشخص برخوردار باشند، آدم ها همه باید تلاشگر باشند، آدم ها همه باید منظم باشند، آدم ها همه باید مسئولیت پذیر باشند. به طور کلی، هر موقعیت رشدی که واجد خصوصیت همگانی شدن باشد، در این حوزه قرار می گیرد. در این موارد اصول را جامعه، فلسفه تعلیم و تربیت و فرهنگ متعالی تعیین می کنند.

و ما طی برنامه هایی دقیق و آگاهانه دانش آموزان را با با تمرین های مناسب در جهت نیل به اهداف تعیین شده هدایت می کنیم.

نکته مهم: موفقیت در این حوزه مستلزم انگیزش بیرونی است.

حوزه 2: موقعیت هایی از رشد هستند که برای هر فرد به شکل متفاوتی از دیگران اتفاق می افتد. بنابراین نمی‌توان در این زمینه ها از دانش آموزان انتظار مشخصی داشت و بالطبع نمی توان آنها را به طور یکسان به انجام فعالیت های از پیش تعیین شده وادار کرد. بلکه می بایست برای هر فرد با توجه به خصوصیات ذهنی و شناختی اش، برنامه ریزی ویژه ای داشت. رعایت این نکته مستلزم حضور تعداد محدود دانش آموز و تعداد بیش از 1 معلم در کلاس می باشد. به عنوان مثال: نمی توان و نباید گفت: کودکان 7 ساله باید به میزان خاصی یادگیری شناختی درباره موضوع معینی داشته باشد، یا کودکان 10 ساله به میزان خاصی باید به موضوع معینی علاقه مند باشند، یا آدم ها همه باید فعال باشند و یا همه باید شغل خاصی را داشته باشند. در این موارد اصول را تمایلات ذهنی و شناختی دانش آموزان تعیین می کند و ما می بایست با شناخت حرفه ای این تمایلات زمینه های هرچه متنوع تر و واگرایانه ترِ یادگیری را برایشان فراهم کنیم.

نکته مهم: موفقیت در این حوزه مستلزم انگیزش درونی است.

 


 

ادبیات گفتگو:

اینکه چه بگوییم و اینکه چگونه بگوییم بسیار مهم هستند. در دبستان موعود برای موقعیت های گوناگونِ مواجهی آدم ها با هم (ما با دانش آموز، دانش آموز با دانش آموز، دانش آموز با ولی، ولی با ولی، معلم با معلم، دانش آموز با معلم و ... ) جمله های مشخص با لحن مشخص طراحی شده است. به عنوان مثال به جای گفتن "چرا کارت را تمام نکردی؟"می گوییم: " چه شد که کارت را تمام نکردی؟"

حذف "چرا" باعث می شود تا او به واقعیت آنچه اتفاق افتاده فکر کند، نه دلیل تراشی برای فرار از فشار "چرا".

وقتی به تعداد قابل توجه موقعیت هایی که در آن ها گفتگو شکل می گیرد فکر کنیم، متوجه می شویم که می بایست فضای مناسبی را برای این حجمِ نسبتا زیادِ ارتباط ها ایجاد کنیم. هر مولفه ای هر چقدر هم کوچک و کوتاه مدت باشد، وقتی به طور مستمر اتفاق می افتد باید منوط به قواعد آگاهانه ای باشد.

استمرار بسیار اثر گذار است. تفاوت بین ادبیات آگاهانه گفتگو و ادبیات غیر آگاهانه، مثل تفاوت بین هوای سالم و ناسالم برای تنفس است.

 

اساس رویکرد آموزشی دبستان موعود، توصیف 3 مرحله ای دوره های تربیت انسان توسط پیامبر (ص) (هفت سال اول سروری، هفت سال دوم تکلیف پذیری و هفت سال سوم وزیری) است.

از طرفی حوزه های موقعیت رشد (حوزه 1 و حوزه 2) نیز در برنامه ریزی و طراحی فعالیت های دبستان، نقش اصلی دارند.

 

 

ترکیب شرایط دوره ای هفت ساله اول و دوم با حوزه های 1 و 2 به اجمال، در جدول زیر قابل مشاهده است.
 
 
 

رقابت آری یا نه؟

 آنچه ایجاد رقابت بین بچه ها را برای بعضی دست اندرکاران تعلیم-تربیت مجاز می نمایند، ایجاد انگیزه پیشرفت است.
خطرناک ترین آسیب‌های حتمی ایجاد رقابت بین بچه ها، این است که کودک می آموزد در طول زندگی:

 الف) زمینه های پیشرفت خود را در آنچه دیگران مطلوب می دانند جستجو کند.

ب) انگیزه های پیشرفت خود را از میل به تایید و تشویق دیگران و یا ترس از سرزنش و تنبیه دیگران بگیرد.

دست اندرکاران تعلیم-تربیت این آسیب ها را می شناسند، اما تنها به دلیل اینکه خود را در ایجاد انگیزه به شیوه های درست ناتوان می انگارند، بین بچه ها رقابت ایجاد می کنند. گاهی نیز همکاران ما صرف زمان و توان برای کشف شیوه های دیگر انگیزش را مقرون به صرفه نمی‌دانند، اما همه می دانیم آسیب های ایجاد رقابت بسیار بسیار زیاد هستند. دست آوردها و امتیازات نا مطمئن و نا پایدارِ ایجاد رقابت، در قبال آسیب های آن بسیار ناچیز است. آسیب های ایجاد رقابت ، تنها به یادگیری شناختی محدود نمی‌شود بلکه رشد عاطفیِ کودک امروز و بزرگسال آینده را نیز با اختلال و انحراف مواجه می سازد.

 

بیشتر